ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

123

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

اينكه آيا وجه اتّحاد اين اشخاص باهم ، جنس آنان به حساب مىآيد يا صورت آنان ، ديدگاه‌هاى متفاوتى است كه از يكديگر متمايز نمىگردد . جهت پايانى آنكه اگر آفريدگار هستى ، جوهر است و اين انسان [ حضرت عيسى ( ع ) ] نيز جوهر است ، پس هردو تحت عنوان جوهر كه يا جنس است يا صورت قرار مىگيرند ؛ ولى اگر چنين نباشند ، در اين صورت در معناى جوهرى باهم تفاوت دارند ؛ يعنى يكى جوهرى است كه با جوهر بودن خود با جوهر ديگر اختلاف دارد ! و اين خود نقض ادّعاى آنان و درهم ريختن مبانى فكرى آنان در اين مسئله است . ستايش از آن خداست و سخن در رابطه با آنان ، فزون‌تر و گسترده‌تر از آن است كه به شمار آيد و قابل جمع‌آورى باشد . 5 . ( اختلاف ) در ميان مسلمانان 52 . مسلمانانى كه تشبيه را از خداى متعال نفى مىكردند ، در تفسير صفات حى ، قادر ، عالم و قديم باهم اختلاف‌نظر پيدا كردند . ضرار مىگفت وقتى اين صفات را به خدا نسبت مىدهم ، به‌معناى اين است كه مرده بودن ، ناتوانى ، نادانى و حادث بودن را از او نفى مىكنم . او معتقد بود كه اختلاف در اين اسما در مورد نفى آنچه گفتيم از اوست ، نه براى اثبات اين صفات در مورد خداوند . ضرار اين عقيده را در مورد ديگر اسماى الاهى مانند سميع و بصير هم جارى مىدانست . 53 . اما معتزلهء بغداد و ديگران معتقد بودند كه وقتى اين صفات را براى خدا برمىشماريم ، يعنى او را ذاتا [ نه به واسطهء امر ديگر ] دانا ، زنده ، توانا و ازلى دانسته و در عين حال ، خلاف اين صفات را از او نفى مىكنيم . ديگر معتزليان قائل بودند كه ذكر اين صفات ، به‌معناى اثبات آن براى خداوند است و در عين حال بر وجود معلومى كه خداوند به آن آگاه است و مقدورى كه او بر آن قدرت دارد و وجود اشياى حادثى كه خداوند بر آنها سبقت دارد و اينكه تمامى امور از او نشئت مىگيرد ، آنگاه كه خداوند آنها را اراده كند ، دلالت دارد .